تولده تولده گلم یعنی ایناز خانومم ولی من نتونستم روز تولدش براش ا بزارم اون
۱۳۸۵/۶/۶بدنیا اومد ولی خوب ماهی رو هر وقت از اب بگیری چیه تازه هست
پس عزیزم تولدت مبارک
روز تولد توست
ستاره هارو تک تک

به عشق تو شمردم
تولدت مبالک 
Happy birthday 



![]()
![]()
![]()
![[تصویر: 2mwxpup.gif]](http://i30.tinypic.com/2mwxpup.gif)
دخترم تولدت مبارک حالا وقته کیکه

حالا با هم رقص









اینازم تولدت مبارک

این دخمرم اینازه

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به گزارش خبرنگاران قلم نیوز در سطح شهر تهران، ساعت 10 شب از هر محله ای در تهران صدای الله اکبر گفتن مردمی که به نحوه برگزاری انتخابات و تقلب آشکار در رایشان اعتراض دارند، به گوش می رسد.
مردم در یک همنوایی و حرکتی خودجوش در اعتراض به نادیده گرفته شدن رای وحقوق مدنی اشان، راس ساعت 10 هر شب با حضور در پشت بام ها و در محله های خود غریو "الله اکبر" سر می دهند و یاری حق تعالی را برای رسیدن به حقشان می طلبند.
روز گذشته نیز جمعیت میلیونی مردم تهران مسیر انقلاب تا آزادی را راهپیمایی کردند که با همراهی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی برگزار شد.
اینم عکس های که مربوط به دیروز بوده است
خوب اینم از خس و خاشاک واقعا این همه ادم خس و خاشاکن
میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری
شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است. هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر
نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد
باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای
سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری
و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348
نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال
1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که
کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد
بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در
سالهای اخیر.
از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی
ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد،
طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه
فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه
طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های
بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی
نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر
است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و
چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2فرزند
نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است
ولی وقتی تعریف کرد که:
رویا-روزی که از مغازه اومدی بیرون من اون دورو بر کشیک میدادم اخه مهدی و حسین داشتن من و بازی میدادن انگار من بچه بودم وفقط شوهر میخواستم منم روی لج میخواستم جلوی مغازه اونا ابروی تو و مهدی رو ببرم وقتی خواستی بیای اون ور خیابون اروم زدم بهت و تو رو ببردم داخل ماشین البته همراه علی میشناسیش دیگه... . که یکدفعه تلفنم زنگ زد دیدم مهدی هست و داره احوال پرسی میکنه ومیخواد از دلم در بیاره ویه جوری خودش رو بهم تحمیل کنه انگار من بچه هستم .من اون روز ز قول وقرارای مامانم ومهدی رو شنیده بودم.ومید.نستم چرا داره مهدی اینجوری حرف میزنه .منم یه جوری حرف زدم که اون قطع کرد.بعد از قطع شدن تلفن هر چی صدات کردم جواب نمیدادی ترسیدم .ولی علی نبضت روگرفت وگفت زنده هستی ولی ما که نمیتونستیم همینطوری ولت کنیم برای همین گازش رو گرفتیم اومدیم رامسر پیش خواهر علی که از پزشکای معروف شهره اون با مسولیت خودش تو بیمارستان خصوصی بستریت کرد وشانس اوردیم بعد از 3 هفته به هوش اومدی ولی بازم خوب چیزی یادت نمی اومد بعد چند روز مرخص شدی و اوردیمت خونه شخصی علی ویه اتاق رو مخصوص تو قرار دادیم وکم کم خوب شدی وهی میپرسیدی کجای وبقیعه رو که خودت میدونی
م- خوب چرا این همه منو نگه داشتی.
ر- راستش قرار بود باهات حرف بزنم واز بخوام منو ببخشی وبزارم بری .ولی میترسیدم نزدیک دو ماه بود که از گم شدن تو میگذشت ومیدونستم اگه خودت هم بخوای خوانوادت چی؟
اینجوری که بدترش کردی الان 3 سال میگذره الان به خاطر خوانوادهم نمیتونم ببخشمت.
میدونم ولی انتقام خودم رو از حسین گرفتم وآماده هر جور تنبیه حتی مرگ هستم فقط ازت یه خواهشی دارم از علی چیزی نگو من باید زجر تمام کارام و ببینم ازت خواهش میکنم مهتاب پای اونو وسط نیار حتی مامانم نمیدونست .الان 7روز میشه که مامانم میدونه و اون خواست تو رو بیاریم اینجا با هات حرف بزنیم. خواهش میکنم از من نگذر چون دارم هروز زجر میکشم ودلم میخواد هر چقدر زود تصمیم بگیری .اگه تا حالا خودمو نکشتم .چون دلم میخواست تو از زبون خودم حقیقت رو بشنوی چون میدونم وقتی کسی بخواد چیزی رو تعریف کنه دلش میسوزه و برای همین از گفتن حقیقت شونه خالی میکنه .
م- حالا چطوری از حسین انتقام گرفتی؟
ر- تو چطوری اینقدر اروم هستی من اگه جای تو بودم الان خفت میکردم ولی تو ؟
م- منم خودمو یه جوری مقصر میدونم اگه هنوز نبخشیدمت فقط به خاطر خوانواده ام هست حالا قبل از اینکه چیزی بگی میشه یه زنگ به خونمون بزنم.
ر- اخه نمیشه خوانوادهات خونتون رو عوض کردن منم شماره جدیدتون رو نمیدونم ولی ادرسش رو دارم فردا میبرمت .
م- باشه پس الان بگو موضوع حسین رو میخوام همه چیز رو دقیقا بگی وبعدش بگو مهدی کجاست
ر- باشه پس خوب گوش کن
اگه شما هم میخواهید بدونید نظر بدهید تا ادامه رو بنویسم

اول از همه مرسی که اومدین به وب من
این بلاگ رو برای دخترم ایناز ساختم.

م-حاج خانم من خیلی امروز حرف زدم وسرت رو درد اوردم ممنون که به حرف هام گوش کردی .میشه از خودتون بگید ح- من زهرا رهایی هستم عمه همون اقایون حسین ومهدی م- کپ کردم مگه میشه تو این همه ادم باید به این خانوم بر خوردم خدا جون چه خبره چی میخواد بشه.... ح- داری به چی فکر میکنی حالا بزار من برات بگم اینور قضیه رو دوست داری بدونی از روز اشنای تو به بعد.م- البته میخوام بدونم.ح- پس گوش کن
حسین از وقتی تو رو دیده بود برات پر پر میزدو نامزدی خودش رو با دختر من رویا بهم زد من اون روزها ازت متنفر بودم چون باعث شده بودی دخترم غمگین وناراحت بشه اون یه بار خودکشی کرد وخدا رو شکر مهدی اینجا بود ونجاتش داد بعد اون روز مهدی قول داد حقیقت رو به تو بگه یعنی اشتباه گرفتن تو که خودت میدونی اخه اولش میخواست به برادرش نگه ولی به خاطر رویا هم به تو گفت هم به حسین فقط یه قضیه هست که نه تو ونه رویا از اون خبر نداشتین این بود که هر کدوم که تو انتخاب میکردی اون یکی باید با رویا ازدواج میکرد وتو هیچکدوم رو انتخاب نکردی وهمه رو بلا تکلیف گذاشتی م- پس کی من و دزدید دیدم سرش پایین بود ویا نمی دونست یا نمیخواست بگه ولی من مشتاق بودم در این حین بود که در اطاق وا شد ویه دختره زیبا اومد تو فهمیدم باید رویا باشه بلند شدم .وسلام کردم دیدم خیلی اروم رفت نشست وشروع به گریه کرد .دلم اتیش بود ونمیدونستم چی بگم ناراحت باشم یا نه